كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
464
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ أَوْحَيْنا و وحى كرديم ما إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ بموسى او برادر او هارون ع أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما آنكه فرا گيريد جاى بازگشت براى قوم خود بِمِصْرَ بُيُوتاً در شهر مصر خانهائى كه رجوع كنيد به آن جهت پرستش خداى تثنيه ضمير اشارت است بهآنكه تخصيص معابد و تعيين قبله آن متعلق است به ائمه قوم و در ان محل امام ايشان موسى و هارون بود وَ اجْعَلُوا و ديگر حكم كرديم كه بسازيد شما هر دو برادر و قوم شما بُيُوتَكُمْ خانهاى خود را كه گرفتهايد قِبْلَةً مسجدهاى متوجه قبله يعنى كعبه و موسى ع نماز بجانب كعبه گذاردى وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و بهپاى داريد نماز را در آن موضع جمع ضمير به جهت آنست كه اتخاذ مساجد و اقامت صلاة تعلق به همه دارد وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و بشارت ده اى موسى مؤمنان را به نجات دنيا و درجات عقبى توحيد ضمير مشير است بهآنكه بشارت وظيفه صاحب شريعت است و آن موسى بود وَ قالَ مُوسى و گفت موسى در دعاى خود كه رَبَّنا اى آفريدگار ما إِنَّكَ آتَيْتَ به درستى كه تو دادى فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ فرعون و گروه او را زِينَةً چيزى كه به آن آرايش كنند از لباس و پيرايه و متاع خانه وَ أَمْوالًا و داده ايشان را مالها از نقود و انعام و ضياع فِي الْحَياةِ الدُّنْيا در زندگانى دنيا ابن عباس رض فرموده كه از فسطاط مصر تا زمين حبشه كوهها كه در ان معادن ذهب و فضه و زبرجد بود همه تعلق بفرعون داشت و فرمان او در ان مواضع روان بود بدين سبب مال بسيار به حوزه تصرف قبط درآمده همه متمول و متجمل شدند و سبب ضلال و اضلال ايشان گشت پس موسى بعد از آنكه در دعاى خود گفت اى پروردگار ما فرعون و قوم او را مال و زينت داده ديگرباره براى الحاح در تضرع تكرار دعا كرد كه رَبَّنا اى آفريدگار ما ايشان را اينها داده لِيُضِلُّوا تا گمراه كنند بندگان ترا عَنْ سَبِيلِكَ از راه عبادت تو و به عبادت فرعون خوانند رَبَّنَا اطْمِسْ اى پروردگار ما اثر محو فرست عَلى أَمْوالِهِمْ بر مالهاى ايشان يعنى صورت آن را محو كن و منتقل ساز به چيزى ديگر تا شوكت ايشان بشكند قتاده رح گفته كه دنيا رو در هم ايشان همه سنگ شد بر همان شكل و نقش كه داشت و سدى رح فرموده كه تمام اموال ايشان از نقود و اطعمه و اشجار و اثمار همه سنگ شده و اين يكى از آيات تسعه بود و ديگر موسى ع دعا فرمود وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ و سخت فراگير بر دلهاى ايشان يعنى مهر نه بر آن تا سخت دل شوند فَلا يُؤْمِنُوا پس ايمان نياورند موسى ع بوحى الهى دانسته بود كه ايشان نخواهند گرويد لا جرم دعا كرد كه دل ايشان را سخت ساز تا بايمان منشرح نشود و ايمان نياورند حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ تا ببينند عذاب دردناك را كه آن غرق است در درياى قلزم قالَ گفت خداى قَدْ أُجِيبَتْ به درستى كه اجابت كرده شد دَعْوَتُكُما دعاى شما هر دو برادر آوردهاند كه موسى دعا مىكرد و هارون آمين گفت و آمين گوينده در دعا شريك است ازين جهت گفت كه دعاى هر دو شما مستجاب شد فَاسْتَقِيما پس ثابت باشيد به دعوت و الزام حجت و تعجيل مىنمائيد كه مطلب شما در وقت خود بظهور خواهد رسيد گويند بعد از چهل سال اثر اين دعا ظاهر شد وَ لا تَتَّبِعانِّ و پيروى مكنيد در تعجيل سَبِيلَ الَّذِينَ راه آنان را كه از فرط جهالت لا يَعْلَمُونَ نمىدانند كه وعده حق سبحانه به وفا مىانجامد در وقت آن مصرعه كارها موقوف وقت آمد نگهداريد وقت و چون وقت عذاب آن قوم در رسيد وحى آمد به موسى ع كه قوم از مصر بيرون رو كه قبطيان را هنگام عذاب آمد موسى ع با جمعى از بنى اسرائيل متوجه شام شدند و به كنار درياى قلزم رسيدند فرعون با لشكر از عقب رسيد و به دعاى موسى ع دريا شكافته شد و تفاصيل اين واقعه در سوره شعرا سمت ذكر خواهد پذيرفت انشاءالله تعالى القصه بنى اسرائيل به سلامت از دريا بگذشتند چنانچه حق سبحانه مىفرمايد .